تقدیم با عشق به همسر مهربانم

آرزوی عزیزم!

سیزدهمین سالروز یکی شدنمون مبارک

خوانش: روزبه بمانی و ابراهیم نیشابوری

مثه چشامی، مثه نفس کشیدن شدی برام، هَوامی
برو به هر کی پرسید ازت، چرا باهامی
بگو خدامی
تن تو داغِه، تو توی هر یه پلکی که می‌زنی اتفاقه
تو که تو خونمی کل این جهان به چشمم، همین اتاقه

مثه قلبم، مثه رویام، مثه جونم، مثه چشمام
میدونم باورش سخته، من اینجوری تو رو میخوام
من اینجوری تو رو میخوام، تو همه لحظه هام

من از وقتی تو رو دیدم، زمان یک ثانیم نگذشت
مگه میشه تو رو دید و به قبل دیدنت برگشت
مگه میشه تو رو دید و از این رؤیا گذشت

تو یه پناهی
تو مثه فرصت آخرین، تو ته راهی
واسه ی من که شب دنیامو گرفته ماهی

سقف رؤیای من
قلب دنیای من
فردای من

مثه قلبم، مثه رویام، مثه جونم، مثه چشمام
میدونم باورش سخته، من اینجوری تو رو میخوام
من اینجوری تو رو میخوام، تو همه لحظه هام

من از وقتی تو رو دیدم، زمان یک ثانیم نگذشت
مگه میشه تو رو دید و به قبل دیدنت برگشت
مگه میشه تو رو دید و از این رؤیا گذشت

نیست که نیست …

بشنویم …

روبروی ماه، تنها

فکر دیداری که نیست

شعر می گویم برای آن خریداری که نیست

می شوم یک عاشق آشفته حال نوجوان

قطعه شعری می نویسم روی دیواری که نیست

درد دارد منتظر باشی و حرفی نشنوی

می شوم امشب طبیب درد بیماری که نیست

در درونم جنگ صدها روزه بر پا شد و من

می شوم سرباز بی مقدارسرداری که نیست

اندکی با ما، حرفی میزنم از عاشقی

مات می ماند به رویم مثل دلداری که نیست

خوابگرد کوچه های مانده در گمراهی ام

خواب ها را می شناسم هیچ بیماری که نیست

قلب من بند شد دلم لرزید من اما هنوز

مانده ام تنها به زیر کوه آواری که نیست

ویدا حمیدی

نادیای عزیزم تولدت مبارک

چند جمله از روزهای آینده:

با صدای حسین ❤

 

سلام

نمی دونم الان کی داره صدای منو گوش می کنه

اما امروز بیست و هشت مهره نود و هشته

و من تو رویای پیری خودم و همسرمم

چقدر سفیدی موهامون قشنگه

چقدر گذشتن لحظه ی پیری کنار “نادیا” داره بهم می چسبه

دستام داره می لرزه

پاهام دیگه توان راه رفتن نداره

کنارش نشستم و بی اختیار سنگینی سرمو رو شونه هاش رها کردم

یاد اون روزی افتادم که برای اولین بار بهش گفتم: دوستت دارم و اون با یه لبخند خوشگل بهم جواب داد:

تا آخرین نفس کنارت می مونم

آره

به خاطر این که به حرفش عمل کرده اشک چشام سرازیر شده.

نادیا ی عزیزم تولدت مبارک

نوایی برمانانوا


مرا بشنوید :

 

خوانش: محمد مهدی درویشان پور

حرف بزن

صدایت را دوست دارم

بگو… فقط بگو

از من ، از تو

از باران

از دوستت دارم هایی بگو که از شنیدنش دلم مثل همان روزها بریزد…

از چشم هایت بگو که چگونه دلم را هوایی کرد…

از خودت بگو

چه فرق دارد از چه

فقط بگو

حرف بزن

عاشقانه صدایت را دوست دارم….


× چت کنیم؟