مادر و پدر عزیزم دوستتان دارم

اللهه ناز – استاد بنان

باز ای الهه ناز، با دل من بساز
کین غم جان گداز، برود ز برم

گر دل من نیاسود، از گناه تو بود
بیا تا ز سرِ گنهت گذرم

باز می‌کنم دست یاری، به سویت دراز
بیا تا غم خود را، با راز و نیاز، ز خاطر ببرم

گر نکند تیر خشمت، دلم را هدف
به خدا همچو مرغ پرشور و شعف، به سویت بپرم

آن‌که او به غمت دل بندد چون من کیست؟ ناز تو بیش از این بهر چیست؟

تو الهه نازی، در بزمم بنشین
من تو را وفا دارم، بیا که جز این، نباشد هنرم

این‌همه بی‌وفایی، ندارد ثمر
به خدا اگر از من، نگیری خبر، نیابی اثرم

تقدیم با عشق به همسر مهربانم

آرزوی عزیزم!

سیزدهمین سالروز یکی شدنمون مبارک

خوانش: روزبه بمانی و ابراهیم نیشابوری

مثه چشامی، مثه نفس کشیدن شدی برام، هَوامی
برو به هر کی پرسید ازت، چرا باهامی
بگو خدامی
تن تو داغِه، تو توی هر یه پلکی که می‌زنی اتفاقه
تو که تو خونمی کل این جهان به چشمم، همین اتاقه

مثه قلبم، مثه رویام، مثه جونم، مثه چشمام
میدونم باورش سخته، من اینجوری تو رو میخوام
من اینجوری تو رو میخوام، تو همه لحظه هام

من از وقتی تو رو دیدم، زمان یک ثانیم نگذشت
مگه میشه تو رو دید و به قبل دیدنت برگشت
مگه میشه تو رو دید و از این رؤیا گذشت

تو یه پناهی
تو مثه فرصت آخرین، تو ته راهی
واسه ی من که شب دنیامو گرفته ماهی

سقف رؤیای من
قلب دنیای من
فردای من

مثه قلبم، مثه رویام، مثه جونم، مثه چشمام
میدونم باورش سخته، من اینجوری تو رو میخوام
من اینجوری تو رو میخوام، تو همه لحظه هام

من از وقتی تو رو دیدم، زمان یک ثانیم نگذشت
مگه میشه تو رو دید و به قبل دیدنت برگشت
مگه میشه تو رو دید و از این رؤیا گذشت


× چت کنیم؟